

شنبه 13 بهمن 86 ساعت 8:35 عصر

من از زمانی که قلب ،خود را گم کرده است می ترسم
من از تمام این دستهای سرد می ترسم
من از تمام این نگاههای غریب می ترسم
من می ترسم
می ترسم........
من از اعتماد می ترسم
من از گناه می ترسم.
من از آن روزی می ترسم که حضور هیچکس مرا دلگرم نکند
من از ان روزی می ترسم که بهانه ای برای نوشتن نباشد
من می ترسم
می ترسم ......
من مثل عروسک می ترسم؛
از دلشوره و.......
من هنو ز می ترسم......
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179245
مهمانان امروز
160
مهمانان دیروز
48
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *