

یکشنبه 15 مهر 86 ساعت 12:53 عصر
فقر بر من چیره شده، چون گرگ و، من چون گوسفند هر کجا روی می آورم، گرگی شود چوپان من!
بر ستون سینه ی خارا، نشان تیشه ام خود گواهی می دهد، از رنج بی پایان من
با غم بر دوش و، می کاوم دل کوه و کمر هم صدای کوه باشد روح سرگردان من
کلبه ی ویرانه ای دارم، که شد مهمان سرا هر بلایی کز فلک آید، شود مهمان من
روز بختم، از شب آوارگان، تاریک تر ضلمتی - گویی - فکنده، سایه بر ایوان من
سالها باشد، که در زندان غم، افتاده ام پای، در دامن کشیده ام، زندگی، زندان من
کوه رنجم، در ره سیل حوادث، باشکوه تن به طوفان، کی سپارد، صخره ی ایمان من
پنجه ها، در پنجه ی، باد خزان، افکنده ام تا نلرزد، در زمستان، پیکر عریان من
آسیا سنگم، که می گردم به سر، چون آسیا گرد زحمت می نشیند، بر سر و دامان من
سالها باشد، که در زندان غم، افتاده ام پای، در دامن کشیده ام، زندگی، زندان من
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179235
مهمانان امروز
150
مهمانان دیروز
48
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *