

چهارشنبه 9 آبان 86 ساعت 11:7 عصر
پیمان و پیامش نیز
غرورت غرقت کرد. دیدی که نه شنا به کارت آمد نه بلندی کوهها؟
سوار است. من خدایم را لا به لای طوفان یافتم، در دل مرگ و سهمگینی سیل
پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست
هیچ طوفانی آن را از کفم نمی برد
کوتاهتر. مجال ازمون و خطا این همه نیست

عبور کرد. گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت
منتظر است و سالهاست که با خود می گوید: آیا همسریش را سزاوار بودم؟نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179190
مهمانان امروز
105
مهمانان دیروز
48
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *