

سه شنبه 25 دی 86 ساعت 10:35 عصر

چقدر دلم می خواد خودم رو در رو بگم دوست دارم.ولی تو اصلا نگاهت عاشقونه نیست.
اصلا تو هنوز بچه ای،عشقو نمی فهمی،درکش نمی کنی.منم ازین جهت می ترسم که بگم دوست دارم و منو نفهمی،درکم نکنی
خیال کنی من خیلی بی چشم و روئم.می ترسم خیال کنی این یه هوسه.نیست به خدا
این یه عشقه.عشق الهی.عشقی که خدا هم گرفتارشه
حالا منم عاشقم.عاشق تو،عاشق چشای تو،رفتارت و لبخندات
این گناهه؟
منم نمی دونم دارم چی میگم.با خودم حرف می زنم.به اون نگفته دارم خیال پردازی می کنم
اصلا شاید اونم تو قلبش جایی باسه من درست کرده، که من نمی دونم.
شاید اونم داره با خودش اینارو می گه
هر دو عاشق هم ولی هیچ کدوم از دل هم خبر نداشته باشن
ولی نه بابا من ازین اقبالا ندارم
اصلا من چرا ترسوئم چرا با همه درد دل کردم الا خودش
شیطونه می گه برم یهویی همه رو بگم بهش،همه چیزو یا درستش کنم یا خراب و خیالمو راحت کنم.
نه اینم بده.اصلا من نمی گم.یکی دیگه بهش بگه
اصلا هر چیزی یه رسمو رسومی داره.خونواده باید پاپیش بذارن و یه کاری باسه این خسته دل کنن
خونواده رو گذاشتن باسه یه چنین موقع هایی
منو به خاطر اینکه زیاد متنم عاشقانه به نظر نمی رسه ببخشین
ولی من از ته دل هرچی اومد رو کاغذ پیاده کردم و بعدم تو وبلاگم
باسم دعا کنین .برا همه عاشقا دعا کنین
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179166
مهمانان امروز
81
مهمانان دیروز
48
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *