

پنج شنبه 29 آذر 86 ساعت 12:28 صبح

بی تو من !
بی تو . . . در ظلمت شب خواهم مرد
و در آن قریه ی دور که پر از زوزه ی عصیان هواست
لابه لای تپش شب بوها در نهانخانه ی اندوه دلم . . . می پوسم.
بی تو هر شب تا صبح . . . به فلک می نگرم و دلم می خواهد؛
با چراغانی یکرنگ خدا، نقشی از عشق تو را حک بکنم.
تو به من می گویی: که به زیبایی شیرین زمین ایمان دار
و ز من می خواهی: که فراموش کنم تلخی زهری که گذشت!
چقدر می خواهی ؟ دست های تو برایم پل ایمان باشد؟!
چقدر می کوشی ؟ شوکران را بزدایی زدلم؟!
بی تو گم خواهم شد در تمامیت پرحزن غروب . . .
من به تو می گویم: که دلم از قفس تنگ زمین می گیرد
و ز تو می خواهم: جلوی اشک مرا سد توقف بزنی
با تو از دغدغه ها خواهم گفت !
با تو از تنهایی، با تو از هجرت و اندوه و سفر خواهم گفت
و به تو خواهم گفت: که به اندازه ی تنهایی پررنگ زمین «غمگینم»
و دلم می خواهد، دست تو برایم روزی . . .
سفره ی حرمت قلبم باشد.
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179163
مهمانان امروز
78
مهمانان دیروز
48
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *